نتیجه ترکیب کارگردانی غیر متعارف همانند تیم برتون و بازیگری متمایز مثل جانی دپ ٬ آثار سینمایی به یادماندنی بوده است . این دو همیشه بهترین استعدادها را از درون یکدیگر کشف کرده اند. این روزها سویینی تاد اثری به یاد ماندنی از این دو هنرمند در بین آثار متعددشان در راس توجه علاقمندان به سینما قرار گرفته است. پال فیشر مصاحبه ای در این زمینه را با این دو هنرمند به انجام رسانده که میخوانید:

پال : جانی! تو از جمله هنرپیشه هایی هستی که هنوز جرات ریسک کردن رو دارند و بازی در نمیارن. چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتی بازی دراین نقش رو قبول کنی و چه چیزش برات جالب بود؟
جانی دپ : در مورد قسمت اول سوال شما باید بگم که بین کله شق بودن و نادان بودن یه وجه اشتراک کوچولویی هست ( میخندد ) توی این راهی که من پیش گرفتم مطمئنا میتونستم مسیرهای به مراتب راحتتری رو در حرفه خودم طی کنم و در مورد سویینی تاد ٬ مهمتر از همه مساله "تیم" بود. در واقع اون هر چیزی که از من بخواد با کله براش انجام میدم.
تیم : البته به غیر از رقصیدن.
جانی دپ : شایدم برقصم ( میخندد ) حداقل سعی میکنم.
پال : چرا این شخصیت رو انتخاب کردید؟
جانی دپ : با ساخته های قبلی این نسخه آشنا بودم و نسخه ویدیویی آنجلا لنزبری رو هم دیده بودم و به خوبی گوش دادم. و تولید جدید این فیلم رو هم دیده بودم و فکر کردم که ممکنه بتونیم تصویر جدیدی از سویینی رو ارایه بدیم یه سویینی دور از هرگونه تقلید!
پال : یه جورایی همه رو شگفت زده کردی. یعنی هیچکس دقیقا نمیدونست که تو قراره بالاخره توی این فیلم بخونی یا نه . برات جالب بود که بقیه رو در انتظار نگه داری؟
جانی دپ : شاید بشه گفت بیشتر ترسیده بودم تا هر حس دیگه ای ! ولی تیم این حس رو نداشت. اون واقعا و به طور شگفت انگیزی به من اطمینان کرد و اعتماد به نفس داد تا بتونم این کار رو انجام بدم. هیچ آموزش خاصی برای خوندن ندیدم. قبلا هیچوقت توی عمرم نخونده بودم بنابراین باید راهمو خودم پیدا میکردم و به خاطر همین شرایط بود که فکر کردم فعلا باید قضیه رو مسکوت بذارم و تمرینهای آواز خوندنو توی گاراژ دوستانم انجام میدادم و اگه بخوام صادقانه حرفمو بیان کنم میتونم بگم که شک داشتم که حتی بتونم یه آواز کوچولو بخونم. ولی میخواستم مطمئن بشم که میتونم این کار رو به نحو احسن برای خاطر تیم انجام بدم. با کمک دوستم اولین قطعه رو اجرا کردم و برای تیم فرستادم و منتظر شدم تا ببینم عکس العملش چیه.
پال : آیا این شخصیت یه قربانیه یا اینکه فقط برای انتقام و خشونت پا به میدان میذاره؟
جانی دپ : در واقع همه اینها همراه با هم در تمام لایه های شخصیت سویینی جای گرفته . بله . در باطن یه قربانی که در آرزوی انتقام به سر میبره و این آرزو تبدیل به تدریج تبدیل به جنون میشه و این تنها چیزی میشه که اون در زندگیش داره و تنها چیزی که به امیدش زنده س.
پال : تیم ! قبلا با هلنا که صحبت میکردم به شوخی میگفت که وقتی تست صداشو شنیدی تا ۵ هفته با هم حرف نزدین و تو بقیه خانومها رو برای بازی در این نقش تست صدا کردی. میشه در مورد این مدت توضیح بدی؟

تیم برتون: اینجوری که تو گفتی مردم چی فکر میکنن! من فکر میکردم که چون چنین کاری رو تا حالا انجام ندادم و این فیلم هم یه فیلم موزیکال دشوار خواهد بود و نقش خانم لاوت هم بسیار مشکل بود . که در واقع همه نقشهای این فیلم مشکلات خودشون رو داشتند . دلم نمیخواست طوری بشه که بگن نقش اصلی رو به دوست دختر خودم دادم. به همین خاطر بود که تصمیم گرفتم با هلنا سختگیرانه تر برخورد کنم تا مطمئن بشم که واقعا برای این نقش مناسبه که خوشبختانه مناسب هم بود و هست. و بله شاید نسبت به بقیه با اون سختگیرتر بودم برای اطمینان بیشتر.
پال : بعضی از صحنه ها در فیلم یاد آور ادوارد دست قیچی هستند...
تیم برتون : تنها شباهتی که من بین این دو تا حس میکنم اینه که توسط ما ساخته شده. و نه چیز دیگه و چیزی که در مورد سویینی تاد دوس دارم اینه که موقعی که ادوارد دست قیچی رو میساختم بسیار آدم خوش بینی بودم و اون شخصیت هم از دید یه آدم خوش بین نشات گرفته بود ولی الان شخصیت سویینی شخصیت به مراتب تاریک تر و درونگراست که برای من دوست داشتنیه و اینکه میبینم جانی هر دوی این شخصیتها رو بازی کرده خیلی برام جالبه و چون سویینی یکی از شخصیتهای مورد علاقه منه و در واقع جانی هم شخصیتی متفکر و درونگرا داره و وقتی اینها رو در کنار هم قرار میدیم و با آواز خوندن و همه جزییات دیگه چیز بسیار جالبی از کار در میاد.
جانی دپ : در مقایسه با دست قیچی؟ نه ٬ من فکر میکنم که این شخصیت ممکنه با ادوارد دست قیچی یا حتی ایکابد کرین در اسلیپی هالو مقایسه بشه ولی تفاوت در اینجاست که هر دوی اون شخصیتهای قبلی یه جورایی حس اشتیاق به زندگی رو درونشون میشد پیدا و حس کرد. ادوارد هم یه مقدار معصومتر از ایکابد بود. فکر میکنم که ادوارد فقط یک بار عصبانی شد.
تیم برتون : سویینی همیشه عصبانیه . انگار که ادواردو توی یه حالت خشم همیشگی تصور کنین.
پال : گفته شده که شما و ساشا بارن کوهن تحت آموزش پیرایش اصلاح صورت قرار گرفتین. ای ن قضیه چطور بود؟
جانی دپ : آره . هنوزم بدنش پر از زخمهاییه که با تیغ آرایشگری ایجاد شده
پال : بالاخره یاد گرفتی که چطور به خوبی صورت خودت رو اصلاح کنی؟
جانی دپ : نه ٬ هیچوقت ریشمو درست حسابی نمیتونم بزنم. صورت من ساخته شده برای ریش داشتن یا مثل جک اسپرو با تکه های کج و معوج ریش اینور و اونور صورتم . ( میخندد ) پشت ماسک ریشهام صورتمو قایم میکنم. بنابراین هیچ احساس خاصی از اینکه صورتم کاملا اصلاح بشه ندارم ولی حسی قابل توجهه وقتی آدم میشینه توی یه صندلی و یه غریبه روی صورت آدم خم میشه و وسیله ای تیز رو کاملا نزدیک به گردنش احساس میکنه.
تیم برتون : یه بار من امتحان کردم . واقعا ترسناکه . فکر کنین یه آدم غریبه با یه تیغ تیز نزدیک گلوی شما و حتی نمیدونین که این یارو کی هست. تصورش هم وحشتناکه.
پال : توی این فیلم خشونت زیادی به کار رفته . آیا نیم نگاهی به باکس آفیس دارین و فکر میکنین رتبه ای رو کسب کنید؟

تیم برتون : خوب ریسک که هست. اولین باری که سویینی تاد رو دیدم در لندن بود و هنوز دانش آموز بودم. یادمه دو تا خانوم انگلیسی جلوی من نشسته بودن و دایم در طول فیلم با هم حرف میزدن و وقتی که خونریزیها شروع شد برای چند لحظه ساکت شدند و به صحنه خیره شدند و یکیشون به اون یکی گفت : گ به نظرت این همه خشونت واقعا لازم بود؟" و حالا که فکر میکنم خیلی خنده م میگیره . ولی باید بگم که واقعا لازمه . بقیه نسخه ها بسیار سیاستمدارانه سعی در ساده گذشتن از این مساله داشته اند و طوری بودند که فقط روح قضیه در داستان شناور بود و آیا بیننده این رو درک میکرد یا نه با خودش بود. این در حالیه که به نظر من بیننده باید در متن داستان قرار بگیره تا بتونه اونو کاملا احساس کنه و از طرف دیگه واقعا عالیه که بتونیم توی یه موزیکال چیزی تازه بیافرینیم که هیچ همخوانی با لطافت موزیک نداشته باشه و در این پروژه این کاری بوده که ما دقیقا انجامش دادیم.
پال : تیم چه چیزی رو در وجود تو کشف کرد که هیچ کارگردان دیگه ای تا حالا موفق به کشفش نشده و جانی چه کاری برای تو به عنوان کارگردان فیلمش کرده که هیچ هنرپیشه دیگه ای قادر به انجامش نبوده؟
تیم برتون : من میتونم بگم که جانی هر چیزی رو امتحان میکنه. جانی خواننده نیست . البته موسیقی کار کرده ولی خوانندگی در این فیلم کار هر کسی نبود که جانی به خوبی از پسش بر اومد. فقط از هیچ کاری فروگذار نمیکنه. باور کنید که خوندن واقعا کار دشواریه. مخصوصا اگه آدم خواننده نباشه. و کسی که انقدر شجاعت داشته باشه که از چنین تجربه های دشواری هیچ ترسی به خودش راه نده واقعا برای من ارزشمند و قابل احترامه.

جانی دپ : از اولین ثانیه ای که تیم رو در اون کافی شاپ در لس آنجلس دیدم فهمیدم که طرز نگاهش به پوچی مسایل دور و بر و خصوصا مسایلی که اون موقع در دهه ۷۰ مهم و طبیعی به نظر میرسیدن چقدر جالبه و چیزهایی که برای دیگران خیلی حیاتی و قابل توجه بودند در نظر تیم مثل میوه های پلاستیکی تو خالی معمولی بودند که شاید روی میز غذاخوری خونه حتی به نظر هم نمیان. از اون موقع که باهاش آشنا شدم به عنوان یه بازیگر٬ یه دوست و یه بازیگر اون چیزی رو بهش بدم که ازم توقع داره و یا اون چیزی که فکر میکنم ازم توقع داره. وظیفه یه بازیگر اینه که به کارگردانش انواع و اقسام حالات ممکن رو ارائه بده تا کارگردان بتونه یکی رو از اون وسط انتخاب کنه. جالب اینجاست که وقتی من با کارگردانهای دیگه کار میکنم ٬ سعی میکنم برای خودم شخصیت رو حلاجی کنم و طوری باهاش کنار بیام و اونو درون خودم حس کنم که به خودم احساس خوبی دست بده که به شخصیت دست پیدا کردم و امیدوار باشم که بقیه هم همین احساس رو دارن ولی وقتی با تیم کار میکنم از اول فقط نظرات اونو در ذهنم مجسم میکنم و دیگه احساسات خودم یا نقش برام در درجه دوم قرار میگیره. تنها چیزی که از اول میخوام و بهش فکر میکنم اینه که تیم رو راضی نگه دارم و نا امیدش نکنم.
تیم برتون: چیز دیگه ی که جانی رو به انسان فوق العاده ای از نظر من تبدیل کرده اینه که اصلا دوست نداره توی آینه به خودش نگاه کنه که به نظر من عالیه. دیگه وقت تلف نمیشه که هی از گریمش ایراد بگیره و دلیل تراشی کنه . وقتی میبینمش فقط به اینکه چجوری نقش رو در بیاره اهمیت میده و بس. این برای من خیلی مهمه که هنرپیشه به خودش توی آینه نگاه نکنه چون اینجوریه که پروژه به خوبی به پیش میره و زنده می مونه و برای عوامل دیگه فیلم هم خیلی تاثیرگذاره . اونها اینجوری میفهمن که وقت تلف نکنن و کارشونو به نحو احسن انجام میدن.
پال : میشه درباره صحنه های سیاه و سفید و رنگی فیلم برامون توضیح بدی؟ آیا این طرز نگاهای متفاوت شما رو در طول فیلم میرسونه؟
تیم برتون : انتظار ما برای ساختن صحنه های سیاه و سفید تداعی کردن فیلمهای وحشتناک قدیمی بود- من و جانی هنیشه در مورد هنرپیشه های فیلمهای ترسناک قدیمی صحبت میکردیم و این فرصت خوبی بود که دین خودمونو به اونا ادا کنیم . در مورد فلش بکها سعی شده که مثل یه داستان برای تماشاگر تعریف بشه. چون این صحنه ها در واقع زیباترین صحنه های زندگی سویینی بودند و حالا خاطره ای ازشون مونده یه مقدار روشنتر به نظر میان. بر عکس فلش بک در فیلمهای دیگه که معمولا با رنگهای سیرتر نشون داده میشن و سعی کردیم که از رنگ به عنوان القا دهنده حالات شخصیتها به بیننده استفاده ببریم. به همین خاطر بود که چنین انتخابهایی رو برای صحنه ها در نظر گرفتیم.
