
کارگردان : امیر کاستاریکا
نویسندگان : دیوید اتکینز٬ امیر کاستاریکا
تاریخ نمایش : ۹ سپتامبر ۱۹۹۴
ژانر : کمدی / درام / تخیلی / عاشقانه
جوایز : برنده ۳ جایزه و نامزد یک جایزه بین المللی دیگر
مدت زمان : ۱۴۲ دقیقه
محصول کشور : آمریکا / فرانسه
کمپانی : + Canal
بازیگران : جانی دپ / جری لوییس / فی دانوی / لی لی تیلور / وینسنت گالو / پائولینا پوریزکووا / مایکل جی . پولند و ...
خلاصه داستان :
در ابتدای فیلم٬ اسکیمویی شکارچی ٬ یک هالیبوت ( نوعی ماهی بزرگ و پهن ) را که به تازگی گرفته ٬ داخل سورتمه اش گذاشته است. این ماهی تمام فیلم را تحت تاثیر قرار میدهد و حضورش را چه به صورت واقعی و چه تخیلی میتوان در طول فیلم احساس کرد. اکسل ( جانی دپ ) که در نیویورکبه بررسی ماهی میپردازه و از این کار کاملا راضی به نظر میرسه ناگهان از طرف عموی خود ( جری لوییس ) به جشن عروسی دعوت میشه و به طرف آریزونا حرکت میکنه. این سیاستی از طرف عموی اوست که اکسل را به طریقی وارد حرفه خانوادگی کند. در آریزونا ٬ اکسل ۲ زن عجیب رو ملاقات میکنه . او با یکی از آنها رابطه ای عاشقانه پیدا میکنه و ...
نکات جالب
این هم نقد زیبایی که از وبلاگ " قصه نگفته ماند " در مورد رویای آریزونا ٬ که وقتی خوندم لذت بردم . فکر میکنم شما هم خوشتون بیاد:
کارگردان ، امیر کاستاریکا: متولد سارایوو است . دوبار نخل طلای کن را برده است و شیر طلایی و نقره ای ونیز را . از فیلم هایش می توان به "وقتی پدر همیشه مشغول به کار بود" ، "زمان کولی ها" ، "رویای آریزونا" ، "زیرزمین" و "گربه سیاه ، گربه سفید" اشاره کرد . فیلم هایش سرشار از زندگی است . کاستاریکا کمدی می سازد ، هر چند گزنده . المان مشترک فیلم هایش "کولی ها" هستند .
همان اندازه که به خاطر فیلم هایش معروف است ، به دلیل فعالیت های سیاسی بی پرده اش شهرت دارد. او حتی یک بار رهبر صرب ها را به یک دوئل در مرکز شهر بلگراد دعوت کرده است و او با گفتن این جمله که "نمی خواهم به قتل یک هنرمند متهم شوم" این درخواست را رد کرده است .
رویای آریزونا (۱۹۹۴) :
رویای اریزونا یک کمدی است . کمدی بچه ها. هر چند در فیلم حتی یک کودک هم نمی بینیم، همه بچه گانه عاشق اند. عاشق زندگی. اکسل(جانی دپ) عاشق ماهی هاست. ماهی ها را می گیرد، برچسب می زند و در آب رها می کند. سوالی که به دنبال پاسخش می گردد ، این است : "ماهی ها چه وقت و چگونه خیال پردازی می کنند ؟" .
The cow thinks
The horse thinks
The dog thinks
The fish doesn’t think
Because the fish knows everything
هیو(وینسنت گالو) پسر عموی اکسل است . او عاشق سینما است. دیالوگهای گاو خشمگین را بهتر از دنیرو می گوید و دوست دارد در شمال از شمال غربی به جای کری گرانت ، صحنه تعقیب و گریز با هواپیما را اجرا کند. هیو اکسل را به آریزونا می برد تا با عمویش لئو(جری لوئیس) ماشین بفروشد. اکسل با لینا(با بازی شاهکار فی داناوی) که بیوه یک معدندار ثروتمند است و نادختری او که از صورتش متنفر است اشنا می شود. لینا عاشق پرواز است و دختر عاشق لاک پشت ها. لینا و اکسل عاشق هم می شوند .داستان ادامه می یابد، دیالوگ ها تکرار می شوند. گاهی همه به آرزوهاشان می رسند هر چند پس از مرگ. رویاها تکرار می شوند و ادامه می یابند.
رویای آریزونا یک کمدی سیاه است . داستان سرگردانی آدم هایی که دردمندانه آرزومند زندگی اند و عشق به گوشه ای از آن. رویای اریزونا تنها فیلم کاستاریکاست که در امریکا ساخته شده . کولی های فیلم دیگر متعلق به سواحل دانوب نیستند اما کولی اند. همه آدم ها هم همینطور.کاستاریکا از ما می خواهد که به زندگی احترام بگذاریم، عشق بورزیم و اگر مجالش نبود در رویاهایمان ادامه اش دهیم. شاید هم بهتر است کودک باشیم. فیلم روایتی است دردناک و خنده آور از ما و دنیای اطرافمان. فیلم به شدت شاعرانه نیز هست و نماهای بسیاری بر این نوع سینما تاکید دارند: ماشین هایی که روی ستون هایی بلند در بیابان ایستاده اند، ماهی هایی که پرواز می کنند، بادکنکی که از قطب تا نیویورک ما را همراه می برد و ...
اما سکانس مورد علاقه ام ، خودکشی نافرجام دخترک است. دختر خود را با جوراب حلق آویز می کند اما با جوراب کشی! اما با جوراب کشی . دختر بین زمین و آسمان نوسان می کند، اکسل لحظه ای دختر را می گیرد و لحظه ای لینا را ارام می کند ، هیو با خونسردی غذایش را تمام می کند و من مانده ام بخندم یا گریه کنم. این جاست که کاستاریکا مثل همه فیلم هایش هر چه به جنگ با زندگی برخیزد را هجو می کند.
فیلم اما پایانی تلخ تر از انتظار دارد. دختر خودکشی میکند، عمو لئو می میرد، اکسل باز هم تنها می شود و به رویا پناه می برد. این بار شاید بداند ماهی ها چه وقت و چگونه اسیر رویاهایشان می شوند.
به نظرم رویای آریزونا خود سینماست . نه کمتر و نه بیشتر.
این فیلم را میتوانید در اینجا خریداری کنید.